خرید بک لینک
ربنا لاتزغ قلوبنا بارالها، دلهای ما را به باطل میل مده ... که همانا تویی بخشنده ی بی عوض و منت .رمضان بود و من و کودکی و صدای ربنا رمضان بود و سخت گیری های پدر و روزه داری مادر و خواهر پدر حساس به نماز و روزه ی خواهر برایمان قرآن می خواند و مادر صلوات بر لب از مبطلات روزه می گفت .. ولی او بود که فتوا می داد و من می نوشتم : روزه ای اگر زندگی کسی را قضاوت نکنی روزه ای اگر غبار غم به دل کسی نرسانی /

برچسب: رمضان, نویسنده: رها رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:36

باید پسرک را به کلاس برسانم و این موقعیت کم پیش می آید .صدای ضبط را بلند می کنم و همراه با آهنگ سووت می زنم .احتمالا برای یک مادر چه... (عمرا بگویم چندساله )سوت زدن از نظر عرفی و قانونی و سنی و نسبتی چندان جالب نباشد ولی با پسرک مسابقه می گذاریم که کدام می توانیم بهتر آهنگ پخش شده را با سوت زدن همراهی کنیم و من برنده می شوم (انقدر که واردم ).پسرک می خندد و دستم را می بوسد و می گوید: نمی دانم خودم

برچسب: قندعسل,نمیدونم,شماره, نویسنده: رها رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی